I sAy:
"STOP
being
PERFECT
STOP controlling
EVERYTHING"

کس نمیداند که چیست!
کس نمیداند کیست!
نمیداند کجاست...
می داند؟
کیست؟
برای گفتن این
کم
است
مرا جا
ما مانند آجر در این دیوار بی انتها
هستیم
چه کسی ما را چیده است؟
آیا توان جا بجایی دارید ؟
می گویند...
اینها چه کسانی بودند که می گفتند ؟
من هم می خواهم بگویم چیزی
در این سرمای نا جوان مرد
دیگر نمی خواهم بمانم
دیگر نمی خواهم بگذارم که خورشید
تنها بتابد
دیگر حکم رانی بس است بر این گوشه تاریک
روزگاریست که در آن
از دهان من و تو جز بوی تند پیاز و سیر چیزی بیرون نمی آید
مگر در آن زمان ها سیر نبوده است؟
(( دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم ))
می خواهم بگویم که در این دل شعله ای است پنهان
خورشید ! دیگر جایی برای تو نیست
چرا باید عشق را در پستوی خانه نهان کرد؟
می خواهم فریادی بر آورم
بر سر تو
که بیهوده ای
چرا تبسم را بر دهان جراحی می کنید؟
دیگر نمی گذارم
ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره بنشیند
نمی خواهم خدای را در پستوی خانه نهان کنم
می خواهم در این دنیا
همه چیز را عوض کنم!!!
میکنم!
عاشق دیوانه مست ( الف.ر.دیوانه)
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پوچ !