تبليغاتX
FiGhT cLuB New Page 2

I sAy:

"STOP being PERFECT
STOP
controlling
EVERYTHING"
 





Powered by WebGozar

 

 

 

آن گاه که عشق تو را می خواند
در پس او برو
اگرچه راه های عشق سخت و پر شیب است
و آن گاه که بال هایش تو را در خود می پیچند , آرام گیر
اگر چه شمشیر پنهان بالهایش
تو را زخم زند

When love bekons to you, follow him
Though his ways are hard and steep
And when his wings enfold you, yield to him
Though the sword hidden among his pinions may wound you

 

+ khazIST |

هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد
و کسی که چنین ارزشی دارد
باعث اشک ریختن تو نمی شود
             «گابریل گارسیا مارکز»

گیگیلیه من این متن رو نخونه اگه هم خوند جدی نگیره من و تو استثناء هستیم

چه اشتباهی کردم که اسمت اوردم
خوبیش اینه لااقل واست قسم نخوردم
راستی چه عالمی بود اگه بدا نبودن
جدا می شیم ما از هم چون خیلی ها حسودن
دیشب تا صبح نشستم زیر نگاه مهتاب
تو خیلی خوبی اما فقط تو عالم خواب
عکسا و هدیه هاتم می دم به یه واسطه
تا که به خیر و خوشی تموم شه این رابطه
حرفای عاشقونه همش مال قدیمه
مثله همونه حرفا که ماها به هم زدیمه
هر وعده ای که دادی به هر کسی عمل کن
غصه هاشو یه جوری با مهربونی حل کن
نذار که عشقت واسش مشکل و دردسر شه
نذار که از دست تو راهی یه سفر شه
چه وقتایی تلف شد با تو سر قرارا
تکلیفا روشن می شه همیشه تو بهارا
گناه تو همین بود نداشتن صداقت
اما گناه من بود نکردن خیانت
سفیدیه نگاهت نابه، شبیه برفه
آب می شه زود و فقط به قیمت یه حرفه
دیگه خدا نگهدار لحظه های قیمتی
منو ببخش عزیزم هر کی داره قسمتی
دنیارم اگه بدی دلم ازت صاف نمی شه
دلی که بشکن و کدر شه ، شفاف نمی شه
نه دیگه دوست دارم محاله باورم بشه
اسمه تو دیگه محال تو دلم جا بشه
حیف اون بتی که از تو برای خودم ساخته بودم
من مقصر نبودم چون تو رو نشناخته بودم
اصل مطلب اینه که برو پی کار خودت
دیگه نمی خوامت، لعنت به تو و اون روز تولدت
شاید اشتباه اما عاشقا
دروغ میگن
آدمای مهربون و با وفا
دروغ میگن
اونا که میگن تا همیشه دیوونتن
بذار بی پرده بگم که به شما
دروغ میگن
اونا که میان به این بهونه ها که اومدن
از توی شهر قشنگه قصه ها
دروغ میگن
اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده
به تموم آسمونا به خدا
دروغ میگن
اونا که با قسم و آیه می خوان بهت بگن
تا قیامت نمی شن ازت جدا
دروغ میگن
حیف لحظه های خوبی که برای تو گذاشتم
حیف غصه ای که خوردم چون ازت خبر نداشتم
حیف اون روزا که کلی ناز چشمات و کشیدم
حیف شوقی که تو گفتی داره اما من ندیدم
حیف حرفای قشنگی که برای تو نوشتم
حیف رؤیام که واسه تو از قشنگی هاش گذشتم
حیف شب ها که نشستم با خیالت زیر مهتاب
حیف وقتی که تلف شد واسه دیدنه تو توی خواب
حیف با وفای من حیف عشق و اعتمادم
حیف اون دسته گلی که توی پاییز به تو دادم
حیف فرصت های نقرم حیف عمرم و دقیقم
حیف هر چی بو تو گفتم راس راسی حیف اون سلیقم
حیف اشکایی که ریختم واسه تو دمه سپیده
حیف احساس طلاییم حیف این عشق و عقیده
حیف شادیم توی روزی که میگن تولدت بود
حیف عاشقیم که گفتی اولش کار خودت بود
حیف اون همه قسم ها که به اسم تو نخوردم
حیف نازی که کشیدم چون که طاقت نیاوردم
حیف اون کسی که دایم عاشقم بود توی رؤیا
حیف که تو از راه رسیدی اون دادمش به دریا
حیف چیزی که ندارم حیف ذوقی که نکردی
حیف گرمای دستم که سپردمش به سردی
حیف قلبم که یه روزی دادمش دستت امانت
حیف اعتماد اون روز حیف واژه ی خیانت
حیف اون شبی که گفتم پیشه تو کمه ستاره
حیف اون حرفا که گفتی گفتم اشکالی نداره
حیف چشمایی که گفتم به تو با لبای خندون
حیف آرزوی دیدار با تو بودن زیر بارون
حیف هر چی که سپردم حیف هر چی که نبودی
حیف تکلیفم بیا و روشنش کن تو به زودی
شاید اشتباه اما عاشقا
دروغ میگن
آدمای مهربون و با وفا
دروغ میگن
اونا که میگن تا همیشه دیوونتن
بذار بی پرده بگم که به شما
دروغ میگن
اونا که میان به این بهونه ها که اومدن
از توی شهر قشنگه قصه ها
دروغ میگن
اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده
به تموم آسمونا به خدا
دروغ میگن
اونا که با قسم و آیه می خوان بهت بگن
تا قیامت نمی شن ازت جدا
دروغ میگن
ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم
واسه تو یه عمر اسیر تو کنج این خونه بودیم
ما که رفتیم تو بمون با هر که که دوسش داری
با اونی که پنهونی سر روی شونش می ذاری
ما که رفتیم ولی این رسم وفاداری نبود
قصه ی چشمای تو واسه ما تکراری نبود
ما که رفتیم حالا تو می مونی و عشق جدید
می دونم چند روز دیگه می شنوم جدا شدید
ما که رفتیم ولی مزد دستای ما این نبود
دل ما لایق این که بندازی زمین نبود
ما که رفتیم ولیکن قدرت و دونسته بودیم
بیشتر هم خواسته بودیم ولی نتونسته بودیم
ما که رفتیم تو برو دل بده دسته دیگری
به قول حافظ ما هم داریم یه یار سفری
ما که رفتیم تو بشین زیر نگاهه عاشقش
آرزوم اینه فقط تلف نشه دقایقش
ما که رفتیم تو برو دنبال طالع خودت
ببینم که ساله دیگه کی میاد تولدت
ما که رفتیم تو بمون با اون که از راه اومده
اون که با اومدنش خنجر به قلبه من زده
ما که رفتیم دیگه دل ندیم به عشق کاغذی
لااقل میومدی پیشم واسه خداحافظی
شاید اشتباه اما عاشقا
دروغ میگن
آدمای مهربون و با وفا
دروغ میگن
اونا که میگن تا همیشه دیوونتن
بذار بی پرده بگم که به شما
دروغ میگن
اونا که میان به این بهونه ها که اومدن
از توی شهر قشنگه قصه ها
دروغ میگن
اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده
به تموم آسمونا به خدا
دروغ میگن
اونا که با قسم و آیه می خوان بهت بگن
تا قیامت نمی شن ازت جدا
دروغ میگن

هی تو مرد
تو زندگیت به هیچ کس اعتماد نکن
می دونی چی میگم
به هیچ کس

 

+ khazIST |

 

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

 وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان.

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم.

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه.

ببخشيد معطل شدي. جعفر جان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت.

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي.

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي.

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده.

همين ديگه .. خبر جديدي نيست.
قربانت .. مادرت.

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم.


 

+ khazIST |

 

لبالب از تنهایی
به جمعیت روزهای شاعرانه نزدیک می شویم
قاصدکهای افکارم را به آسمان رویاها فرستاده ام
در این اندیشه ام که کسی بیاید و عشق را به معنای واقعی اش برساند
برای لحظه ای در ماورای خویش فرو رفته ام
از خودم می پرسم : او که است که ندیده امش اما دلم برای افتخار آفرینیهایش
تنگ شده است؟
آیا جهان با تمام عظمتش او را درک کرده است؟
به کوچه می زنم به شب به تاریکی
عابران خسته و سیاهپوش
دلم می شکند
دلم می خواهد تا بی نهایت اشک بریزم و بر سینه تا ریخ بزنم
مقتدای من به خاطر همین عشق است که تو را همیشه حس می کنم
درود خدا بر تو و زلالیت

 

+ khazIST |

سلام به روی ماهت(ون)

اینم یه شعر خیلی قشنگه که دوسته عزیزم وحید برای من سروده :

 حالی نگاه کن در شب زلفت ، راه خانه می کند
کبوتری که دست کودکی بالش ، نشانه می کند
صد تیر بی نشانه پی تو افکندیم
زهی بر آن خیال که تیر بر او ، کمانه می کند
در ساز مایی و م به سوز تو
صوفی که بی سبب مرا به سوی تو ، روانه می کند
چوپان دگر  هی هی به گرگی نمی کند
دانی چرا که هر دم او سوز ، شبانه می کند
ما را دل شکار دل سیمرغ تو نیست
اویی که بی سبب لانه ، در کرانه می کند
زلفی به باد ده که ز نور روی تو
مرغی شکسته بال بدان ، راه خانه می کند
بر هم منه کرانه های چشم خود
گویی امیر به گوشه اش ، آشیانه می کند


+ khazIST |

 

ای خدا مرگ رو از ما نگیر

 

+ khazIST |

 

من امشب ساعت دوازده on هستم

 

+ khazIST |

 

20 بار ديدمت. 19 بار بهت خنديدم. 18 بار به من اخم کردی. 17 بار از دستم خسته شدی. ولی 16 بار ديگه سعی کردم و 15 جمله عاشقونه را 14 بار به 13 زبان و 12 لهجه و 11 روز و روزی 10 بار به کمک 9 نفر به تو گفتم. اما تو 8 بار قهر کردی. 7 بار صورتت رو از من برگردوندی و من 6 بار برات مردم. 5 بار قربونت رفتم و 4 بار نازتو کشيدم. تو 3 بار ناز کردی و 2 بار خنديدی و جونمو به لب رسوندی تا 1 بار بگی دوستم داری!

+ khazIST |

هروقت تونستي

برف رسياه كني...

پر كلاغ رو سفيد كني....

آتش رو بوس كني...

توي آب يه نفس عميق بكشي...

اون موقعس كه من ميتونم فراموشت كنم...

+ khazIST |

 

داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است، ولی نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است.

+ khazIST |

 

عشق يگانه ترين آزادی در جهان است!

دوستت دارم بخاطر قسمتی از وجودم که با عشقت پروراندی.

براي چشيدن طعم شيرين لحظه ها لبخندي کافيست...

+ khazIST |

 

وقتی داری فکر ميکنی که من دارم فکر ميکنم که تو داری فکر ميکنی که من به چی فکر ميکنم دلم ميخواد که فکر کنی که

من به تو فکر ميکنم!!!

+ khazIST |

 

عشق اون نيست که يه نفر با تو، تو بارون راه بره تا هر دوتاتون خيس بشين... 

 

عشق اونه که يه نفر تو بارون چتر تو بشه تا تو خيس نشی و تو نفهمی چرا خيس نشدی!...

+ khazIST |

 

فکر ميکنی که عاشقی؟؟

 اصلاً ميدونی عاشق به کی ميگن؟؟  چند درصد فکر ميکنی که عاشقی؟؟

 تموم زندگيت به اون وابسته ست؟؟؟  همّه جا اونو ميبينی؟؟  اون به زندگيت معنی ميده؟؟

 اگه يه روزی همين عشقت بره با يکی ديگه! چيکار ميکنی؟؟؟ 

 اگه بفهمی ديگه هيچ وقت هيچ وقت نميتونی بهش برسی چی؟!اون وقت چی کار ميکنی؟؟؟

خودتو ميکشی! اونو ميکشی!؟ و يا......

اما بزار يه چيز رو بهت بگم اگه اين کار رو ميکنی مطمئن باش عاشق نيستی پس معنی واقعي عاشقي رو خراب نکن چون زمانی ميتونی بگی عاشقشم که فقط وجودش برات مهم باشه نه حضورش در کنار تو!!

+ khazIST |

                ای خوشا روزا که ما معشوق را پنهان کنیم                

دیده از روی نگارینش نگارستان کنیم

     گر ز داغ هجر او دردیست در دلهای ما   

ز آفتاب روی او آن درد را درمان کنیم

      چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خویش      

پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم

           آن سر زلفش که بازی می کند از باد عشق          

میل دارد تا که ما دل را درو پیچان کنیم

                 او به آزار دل ما هر چه خواهد آن کند                

ما به فرمان دل او هر چه گوید آن کنیم

     این کنیم و صد چنین و منتش بر جان ماست    

 جان و دل خدمت دهیم و خدمت سلطان کنیم

              آفتاب رحمتش در خاک ما درتافته ست           

  ذرهای خاک خود را پیش او رقصان کنیم

                 ذرهای تیره را در نور او روشن کنیم               

  چشم های خیره را در روی او تابان کنیم

            چوب خشک جسم ما را کو به مانند عصاست          

در کف موسی عشقش معجز ثعبان کنیم

      گر عجبهای جهان حیران شود در ما رواست    

 کین چنین فرعون را ما موسی عمران کنیم

     نیمه ای گفتیم و باقی نیم کاران بو برند  

  یا برای روز پنهان نیمه را پنهان کنیم

 

+ khazIST |

?Isn't there anybody to help me

+ khazIST |

سلام

خیلی اعصابم خورده .

انگار یه چیزی رو گم کردم.

برام off گذاشتی؟

هیچ کدومش نرسیده

من الان چهار روزه که بی صدای تو دارم میمیرم دیگه

من مامانم و می خوام

 

+ khazIST |

زیبا و غم انگیز

اگه تونستی!

+ khazIST |

چرا ماها این قدر عشق رو سخت میگیریم!

ما برای عشق ورزیدن به دنیا اومدیم.

پس همیشه عاشق باشید و عاشق بمونید.

ای خدا کمکم کن.

+ khazIST |

امشب داغی بر سینه بر دارم که نگو و نپرس .

باری بر شانه دارم که حجم و توانش از تاب من خارج است .

 چشمانم را میبندم و به تو نگاه میکنم که میایی و دست مرا خواهی گرفت

 و من را از این آلود فضای نکبت بار به باغچه خانه اتان می بری...

مرا تنها نگذار به با تو بودن سخت محتاجم .

بیا گلم . بیا نازنینم . بیا در آغوش هم . هم را هم فراموش کنیم .

بیا ...بیا...بیا...

+ khazIST |


- «من عاشق دیوانه‌ی مستم.» این را مرد جوانی می‌گفت که واقعا باور داشت چنین است. یک بار مرد میان‌سال با تجربه‌ایی او را چنین خطاب کرده بود و از آن روز به بعد او همیشه خود را با همین لقب معرفی می‌کرد. هیچ‌کس حتی اسم کوچک او را نمی‌دانست. دیگران کاملاً او را پذیرفته بودند. وقتی وارد مجلسی می‌شد یا به مهمانی می‌رفت، با صدای بلند می‌گفت: «من عاشق دیوانه‌ی مستم.».  کسی حتی نمی‌خواست بداند که او چرا این لقب مسخره را دوست دارد و برازنده‌ی خود می‌داند.

یک بار که با زنی جوان حرف می‌زد، گفت: «هیچ می‌دانید زیبایی شما به قیمت زشتی دیگران تمام می‌شود؟ یا هیچ می‌دانید که من می‌توانم تا چند روز دیگر عاشق‌تان شوم و زیبایی‌تان را چند برابر کنم؟» دختر با لبخندی موذیانه گفت: «عاشق دیوانه‌ی مست، چرا؟ که دیگران زشت‌تر شوند؟»
- «نه خانم، که دیگران قدر زشت بودن‌شان را بدانند. هر چند معشوقه‌ی عاشق دیوانه‌ی مست بودن کار ساده‌ایی نیست، اما دست آخر من برده‌ی زیبایی‌ شما می‌شوم و مرا عذاب خواهید داد. من از این جهان زشت به زیبایی شما پناه می‌آورم، به سان برده‌ایی که به دستان ستمگر و روزی‌رسان اربابش.»


عاشق دیوانه‌ی مست چنین روزگار می‌گذرانید. دلش به نامش خوش بود و خیال آن که این سه واژه همه‌ی آن‌چه او می‌خواهد بگوید را در بر دارند. روزها به تندی می‌گذشتند و عاشق دیوانه‌ی مست دوستانش را یک به یک از دست می‌داد. کسی دیگر حوصله‌ی نظریات بیهوده‌ی او را که این جهان پر درد را دردناک‌تر جلوه می‌داد، نداشت. آخرین باری که در حضور دیگران بود، خطاب به مهمانان گفت: «آنان که به استقبال فرداها می‌روند، نشانه‌ایی از امید انسانند. آن‌ها که به گذشته‌ها فکر می‌کنند، رفته‌اند به جستجوی نشانه‌ایی از امید. و آن که امروز را جشن می‌گیرد، بیهوده زیستن را به درست زیستن در این زندگی بیهوده ترجیح می‌دهد. او که به هیچ فکر نمی‌کند و حتی به من هم در این لحظه گوش نمی‌دهد، خوش‌‌حال‌ترین است. شادمانه زندگی می‌کند،‌ اما به سان خرگوش صحرایی، جست‌وخیزی می‌کند از پی هیچ پیش از آن که طعمه‌ی عقاب شود...»

با همین پراکنده‌گویی‌ها و پرحرفی‌هایش بود که شاید دیگران را خسته کرده بود. سال‌ها از آن شب می‌گذشت و کسی سراغش را نمی‌گرفت. در آپارتمان کوچکی نزدیک خانه‌ی من زندگی می‌کرد و هرازگاهی در خیابان می‌دیدمش. مدت‌ها بود که دیگر عاشق کسی نشده بود و دیوانگی‌هایش هم دیگر تازگی نداشت. عاشق دیوانه‌ی مست روزهای آخر فقط مست بود.

 

+ khazIST |

مهربانی را از کودکی یاد گرفتم که آب نباتش را به دریاچه نمک انداخت تا شیرین شود.

۱- هر وقت احساس کردی در اوج قدرتی به حباب فکر کن!!!

۲- کاش قلبم درد تنهایی نداشت    چهره ام هرگز پریشانی نداشت   برای آخره تقویم عشق حرفی از

یک روزه بارانی نداشت    کاش می شد راه سرد عشق را بی خطر  پیمود و قربانی نداشت

۳- می دونی چرا وقتی تو چشمای یکی نگاه می کنی بیشتر دوستش داری؟ چون خودتو توش می

بینی.

۴- عشق عشق مي آفريند عشق زندگي مي بخشد زندگي رنج به همراه دارد رنج دلشوره مي آفريند

 دلشوره جرات مي بخشد جرات اعتماد به همراه دارد اعتماد اميد مي آفريند اميد زندگي مي بخشد

۵- دوست داشتن مثل ایستادن روی سیمان خیس می مونه هر چی بیشتر بمونی رفتنش سخت تر

می شه ولی وقتی رفتی جای پات برای همیشه روش جا می مونه

۶- Don't walk in front of me, I may not follow. Don't walk behind me, I may not lead. Walk beside

me and be my friend. -- Albert Camus جلوی من قدم بر ندار، شايد نتونم دنبالت بيام. پشت سرم راه

نرو، شايد نتونم رهرو خوبی باشم. کنارم راه بيا و دوستم باش

۷- می دونی چرا وقتی کسی که عاشقشی ممیره فقط گریه می کنی؟ چون فقط بهش عادت کردی

ولی اگه واقعا عاشقش بودی تو هم می مردی ... عاشقی همیشه رسیدن به معشوق نیست گاهی

باید از معشوق گذشت تا عاشق بود .....

۸- تنها به دنیا آمدی و تنها از دنیا خواهی رفت بگذار عاشق نشوی تا معنای خاکستر را ندانید نگذار

عشق در دلت خانه کند چون اگر در آن منزل کند به ویرانه های آن هم رهم نمی کند. ولی اگر کسی را

دوست داشتی عمیق دوستش بدار چون تو زندگی فقط عشقه که قدیمی نمی شه .

۹- خوشبختی توپی است که وقتی می قلتد به دنبالش می دویم و وقتی توقف می کند به آن لگد می

زنیم.

 ۱۰- به خدا نگو مشکلات بزرگی دارم به مشکلات بگو خدای بزرگی دارم.

 ۱۱- آدمک آخر دنیاست بخند   آدمک مرگ همین جاست بخند   آن خدایی که بزرگش خندی   به خدا

مثل تو تنهاست بخند   دست خطی که تو را عاشق کرد    شوخی کاغذی ماست بخند    فکر کن درده تو

ازرشمند است     فکر کن گریه چه زیباست بخند.

۱۲- وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره وقتی نا امید شدی به یاد بیار کسی

رو که تنها امیدش تویی وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه وقتی دلت

خواست از قصه بشکنی به یاد بیار کسی رو که توی دلت کلبه ساخت.

۱۳- هرگز اشتباه نکن اگر اشتباه کردی تکرار نکن اگر تکرار کردی اعتراف نکن رگر اعتراف کردی التماس

نکن اگر التماس کردی زندگی نکن.

۱۳- انقدر قلبتو اشغال نکن شاید خدا پشت خط باشه.

۱۴- می خواستم به من عادت کنی من به تو عادت کردم می خواستم عاشقم نباشی من عاشقت

شدم می خواستم برات مثل بقیه باشه تو برام از همه مهم تر شدی می خواستم همیشه بهم خوبی

کنی من به تو بدی کردم می خواستم بری دنبال زندگیت اما تو همه ی زندگیم شدی

۱۵- عشق آتشی است زیر شیشه و با سطحی سرد رنجی است دلپذیر و و اندوهی است شیرین

عشق عذابی است مطبوع و دردی است اجتناب ناپذیر عشق کشماکشی است جاودانه و آرامشی

است دست نیافتنی

۱۶- همه ی محبت خود را به دوست کن اما تمام اعتماد را به پای او نریز.

۱۷- هیچ می دونستی شمع قشنگ ترین عاشقیه که بی صدا می گریدو بی صدا می میرد!!!

۱۸- اگه یه روز کسی بهت گفت دوست دارم سعی نکن بهش بگی دوسش داری اگه عاشقته سعی نکن

عاشقش بشی اگه گفت تمام زندگیم تویی سعی نکن همه ی زندگیت باشه ... چون یه روز میاد و بهت

می گه ازت متنفرم اون وقت تو نمی تونی سعی کنی ازش متنفر بشی.

۱۹- آری آغاز دوست داشتن است اگرچه پایان راه نا پدید است من به پایان دگر نیاندیشم که همین

دوست داشتن زیباست.

۲۰- وقتی قراره عمر عشق سر برسه ...  بهتره قصه به آخر برسه  ...    بهتره که دور نریزی اشکاتو...بهتره

هدر ندی گریه هاتو...وقتی قراره عاشق من نباشی... بهتره که دیگه اصلا نباشی... میمیرم و خط می

کشم رو اسم تو...میمیرم و باطل می شه تلسم تو...وقت قراره که عشق بشه یه خاطره...بهتره خاطره

از یادم بره...حس می کنم که دیگه وقته رفتنه...جدیده مثل سایه دنبال منه...وقتی آدم تو عاشقی بد

میاره...وقتی دیگه هیچ کسی رو دویت نداره...تو باید یاد بگیری که عشق چیه...بدونی عشق و

خاطرخات کیه...وقتی قراره عمر عشق تموم بشه...بهتره قصه به آخر برسه.

با تشکر فراوان از سپیده ی عزیز که این اس ام اس ها رو برام میل کرد تا در اختیار دوستانم قرار بدم

 

+ khazIST |

سلام

با اینکه میدونم که هی کی منو دوست نداره ولی ببخشید که دیر up کردم.

اصلا هیش کی منو دوست نداره !

+ khazIST |

 

I'll be right back

 

+ khazIST |

این و نبینی از دستت رفته !

پیشرفت دخترها یا پسرفت؟

 خیلی با حاله ( کنسرت اسبها )

دنیایی که در آن زندگی می کنیم!

رمانتیک!

اینم برای شما دختر ها که از پسرها متنفرین؟

 

+ khazIST |

اینم یه جمله از میلاد جونم:

زندگی بر دو نیم است!

نیمه ی اول در انتظار نیمه ی دوم...

و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول!

 

+ khazIST |

I miss U

Bouquet

+ khazIST |

ویلیام شکسپیر:

همیشه سعی کن آن چیز را که دوست داری بدست بیاوری ...

و گرنه مجبوری آن چیز را که به دست آوردی دوست داشته باشی!

 

+ khazIST |

میخواستم یه هدیه بهت بدم

یک شعراگر دبير رياضي بودم ثابت ميكردم كه چگونه شعاع نگاهت از مركز قلبم مي گذرد

 اگر دبير شيمي بودم نام تو را در قلبم پخش مي كردم تا محلول با محبت شود

 اگر دبير ديني بودم مي دانستم كه بعد از خدا تو را مي پرستم

 اگر دبير جغرافي بودم مي دانستم كه خوش آب و هوا ترين منطقه آغوش گرم تو است

 و اگر دبير زبان بودم با زبان بي زباني مي گفتم عاشقتم

 

نویسنده : عرشیا   http://www.nazboytak.blogfa.com/

+ khazIST |

 _________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
______________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____________________¤¤¤¤¤¤
______________________¤¤¤¤
_______________________¤¤

 

+ khazIST |